معين الدين محمد زمچى اسفزارى
4
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
نيست خدائى بجز آن بىنياز * كوست خداوند خداوند ساز سكه حكمش ز تغيّر برون * عرصه ملكش ز تصوّر برون از دو رقم هفت و چهار آفرين * يك رقمش راست هزار آفرين صانعى كه از رشحات چشمه ميم محمّد مواضع مزارع دو گيتى را آبادان ساخته و از باقى نامش لواى احمد بر فراز معراج نه پايه گردون كه قرارگاه اجسام پاك و نشيمن اجرام تابناك است برافراشت . و له ايضا « 1 » : احمد مرسل كه نوشته قلم * حمد بنام وى و حم « 1 » هم كيسو و رو نور و دخانست وى * ابروى او بامر نون و القلم « 2 » الف احمد نيزه خطن قلم است كه نىسان از رشحات « 3 » باران نيسان حكمت بر كنار درياى رحمت سر برآورده « 4 » ، يا نخل امنيتى است چون لواى نور بر سر حم دخان سايه گسترده . و له ايضا نور مرقده « 5 » : آنكه همه لوح كن يك خط فرمان اوست * سوره نور و دخان شمع شبستان اوست فرماندهى كه هيچ جاندارى بىجايزه « 6 » امر نافذ او از صحراى عدم قدم
--> ( 1 ) - مك جمله : « و له ايضا » را ندارد . ( 2 ) - اين دو بيت از جمله قطعه ايست در مدح پيامبر از كتاب مطلع الانوار از خمسه امير خسرو دهلوى مطلع آن اين است : احمد مرسل كه نوشته قلم * حمد بنام وى حم هم نه فلك از نام محمد مقيم * هردو جهان در حد نامش دو ميم گوى زمين برده بچوگان خود * عرصهء ميدانش ازل تا ابد از عرق افشان بناگوش وى * چشمهء خورشيد يكى قطرهخوى گيسو و رو نور دخانش بهم * ابروى او با مژه نون و القلم ار لب او نيم نمى سلسبيل * بر شكر او مگسى جبرئيل ( 3 ) - مك : از رشحه باران نيسان . ( 4 ) - مك : سر برآورد . ( 5 ) - مج : و له ايضا . مك . س : و له نور مرقده . ( 6 ) - در نسخه مك پس از كلمه ( جايزه ) جاى يك كلمه سفيد و نانويس است و در نسخه مج : ( بىجايزه امر نافذ ) .